*** حکایت ***
شخصی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد.
آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند.
او گفت: اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ بشود.
آسیابان گفت: تو که چنین مستجاب الدعوه هستی دعا کن گندمت آرد بشود.
آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند.
او گفت: اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ بشود.
آسیابان گفت: تو که چنین مستجاب الدعوه هستی دعا کن گندمت آرد بشود.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۱۲ ب.ظ توسط مهدی اسلامی
|
این دعا را منتشر کنید و ببینید چطور غمهایتان از بین میرود