پیچیده ترین آدرس

یکی از پیچیده ترین آدرس دادنها , دادن نشونی درست محل خارش ب کسی ک داره پشتتو میخاره هستش

انتشارات...

به تبليغات جديد انتشارات کنکوري و به اساميشون دقت کردين؟گردوي دانش.. کلاغ سفيد..امروز فرداست که کتابهاي انتشارات جديدترم بياد مثلا گلابي علم... کره الاغ دانا... غاز نارنجي!!!!تلفنشم بيست و نه دوتا چهار خخخخخخخ

نیمرو...

خسته کوفته اومدم خونه داداشم رو در پزیرایی یاداشت گذاشته(یه نوشته گذاشتم تو اتاقت برو بردار)رفتم تو اتاق دیدم نوشته(سرت کلاه گذاشتم یاداشت اصلی پشت همون برگه ای ک رو در بود) رفتم یاداشت رو در و کندم دیدم پشتش نوشته (یه یاداشت تو یخچال زیر ظرف میوه هاس) منم حرصم گرفت بدون توجه به یادداشت یه نیمرو درست کردم و خوردم....

بعد از ناهار یاداشت زیر ظرف میوه رو خوندم دیدم نوشته(ما رفتیم خونه خاله اما مامان برات پیتزا ک دوست داری درست کرده گذاشته تو فر ولی اگه نیمرو خوردی دیگه پر خوری نکن بزار بیام با هم بخوریم
 خداوکیلی من سرمو کجا بکوبم؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

اتوبوس

یکی از دوستام تعریف می کرد : “با اتوبوس از یه شهر دیگه داشتم میومدم یه بچه ء ۵-۶ ساله رو صندلی جلویی بغل مامانش یه شکلات کاکایویی رو هی میگرف طرف من هی میکشید طرف خودش. منم کرمم گرفت ایندفعه که بچه شکلاتو آورد یه گاز بزرگ زدم!بچه یکم عصبانی شد ولی مامان باباش بهش یه شکلات دیگه دادن.خیلی احساس شعف میکردم که همچین شیطنتی کردم.

یکم که گذشت دیدم تو شکمم داره یه اتفاقایی میوفته.رفتم به راننده گفتم آقا نگه دار من برم دستشویی.

خلاصه حل شد.یه ربع نگذشه بود باز همون اتفاق افتاد.دوباره رفتم…سومین بار دیگه مسافرا چپ چپ نیگا میکردن.

اینبار خیلی خودمو نگه داشم دیدم نه انگار نمیشه رفتم راننده گفت برو بشین ببینیم توام مارو مسخره کردی…

رفتم نشستم سر جام از مامان بچه پرسیدم ببخشید این شکلاته چی بود؟

گفت این بچه دچار یبوسته، ما روی شکلاتا مسهل میمالیم میدیم بچه میخوره!!!خلاصه خیلی تو مخمصه گیر کرده بودم.خیلی به ذهنم فشار آوردم بالاخره به خانومه گفتم ببخشید بازم ازین شکلاتا دارین؟گف بله و یکی داد..رفتم پیش راننده گفتم باید اینو بخورین. الا و بلا که امکان نداره دستمو رد کنین.خلاصه یه گاز خوردو من خوشحال اومدم سر جام . ده دقیقه طول نکشید راننده ماشینو نگه داشت!!!منم پیاده شدم و خوشحال از نبوغی که به خرج دادم! یه ربع بعد باز ماشینو نگه داشت…! بعد منو صدا کرد جلو گفت این چی بود دادی به خورد من؟ گفتم آقا دستم به دامنت منم همین مشکلو داشتم! کار همین شکلاته بود!شما درکم نمیکردین! خلاصه راننده هر یه ربع نگه میداشت منو صدا میکرد میگفت هی جوون! بیا بریم

پتو

من هیچوقت نفهمیدم چرا آدما زیرِ پتو احساس امنیت میکنن…
حالا گیریم یه قاتل اومد توی اتاق خواب، حتما میگه:
الان اومدم بکشمت… اَه لعنتی پتو داره نمیشه!

موبایل

با داییم رفته بودیم موبایل بخریم داییم به فروشنده گفت:به نظر شما کدوم رنگو بخریم؟

فروشنده:والا این به سلیقه شخصیتون برمیگرده من نمیتونم نظری بدم!

داییم:حالا اگه شما بودی کدوم و میخریدی؟

فروشنده:چی بگم والا!!!!شما باید بپسندید سلیقه ها متفاوته!!

داییم:سلیقه شما کدوم و میپسنده؟

فروشنده:والا من اگه بودم نقره ای رو میخریدم!

داییم:پس لطف کنید اون مشکی رو بدید به ما!

فروشنده:با تعجب!!!!مشکی؟؟؟؟؟؟؟؟

داییم:اون نقره ای حتما مشکل داره که اصرار داری به ما بندازیش....

                  

مزاحمی

ملت چه بیکارن !!!!!

یکی مزاحم میشد هی اس هی زنگ…جواب نمیدادم که بیخیال شه…

دیگه تماس نگرفت

بعد چند روز اس داده الان : ببخشید من چند روز مزاحمتون نشدم

 کار داشتم دستم بند بود ، شرمنده،چه خبر؟  


ضدحال

ضد حال برای یه مادر اینه که : 9ماه دوران بارداری رو تحمل كنه،


 بچه كه به دنیا اومد شبیه عمه ش بشه )

....

خسته ای ؟ بی حالی ؟ نمی دونی باید چی کار کنی ؟!؟ من میدونم .... زیپ رو باز کن دستتو از لای زیپ رد کن. درش بیار . . . . . . . . . . . . . ..
 کتاب رو از توی کیفت و شروع کن به مطالعه کردن... فدای اون ذهن منحرفت

ایتالیا

به بابام میگم یه ماه دیگه میخوام برم ایتالیا عشق و حال !





بابام : روزه ای ؟





من : آره





بابام : الان گه زیادی خوردی روزت باطل شد دیگه :)))

...

همین الان که این مطلب رو خوندی بدون دلیل این کارو انجام بده :

۱ – اگه مادرت پیشته بوسش کن

۲ – اگه پیشت نیست زنگ بزن حالشو بپرس و بوسش کن

۳ – اگه قهری آشتی کن

۴ – اگه از دستت ناراحته ، دلشو به دست بیار

۵ – اگه در قید حیات نیست عکسشو ببوس ، بغض نکن . . .

موقع مرگم...

موقع مرگ به بچه‌هام می‌گم ده میلیارد تومن گذاشته‌م زیر …

.

.

.

.

.
بعدش می‌میرم ، آی حال میده !!!!

دانشجوها...

ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻧﻔﺮﯼ ﮐﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺩﺭﺩﯼ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻥ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﮔﻔﺖ: ﺍﻣﯿﺪﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺩﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺎﺳﺖ

....

آن کیست که عالم همه دیوانه اوست!!!!؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خوب منم دیگه!!!فکر کردن داره ؟؟؟
واقعا ازت توقع نداشتم ندونی

طویله...

توی کلاس داشتیم سرو صدا میکردیم که یهو حراست با عصبانیت گفت اینجا طویله است ؟بلند شدم گفتم نه آقا اشتباه ی اومدید هیچی دیگه بر حراسم ازم تعهد گرفت مردم جنبه جواب دادن به سوالشونو ندارنا من چیکار کنم آخه.....

الویه...

از خوبی های الویه اینه که:

اگه بخوری بعد بالا بیاریش چیزی رو از دست ندادی ...
میتونی جمعش کنی بزاری یخچال فردا شب شام بخوریش.....

.
.
.
.
.
.
.
کصافتم خودتی!

همیشگی...

ﻪ ﺳﻼﻣﺘﻲ ﺍﻭﻥ ﮔﺎﺭﺳﻮﻧﻲ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺎﺭ ﺍﻭﻟﺖ ﺭﻓﺘﻲ ﺗﻮ ﻳﻪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻭ ﮔﻔﺘﻲ " ﻫﻤﻮﻥ
ﻫﻤﻴﺸﮕﻰ " ،
ﺗﻮﺭﻭ ﺟﻠﻮ ﺩﻭﺳﺘﺎﺕ ﺿﺎﻳﻊ ﻧﮑﺮﺩ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻭ ﺭﻓﺖ ﮔﺮﻭﻧﺘﺮﻳﻦ ﻏﺬﺍﺷﻮﻧﻮ ﺁﻭﺭﺩ ﮐﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯﻳﻦ ﮔﻮﻩ ﻫﺎﻱ ﺍﺿﺎﻓﻲ ﻧﺨﻮﺭﻱ !!

....


روم به دیفال

خخخخ

پیکان...

آقـــــــــــــا پورشه چیه اصن!
فراری چیه، بوگاتی خره کیه
عجب پیکانی ردیف کرده! :

بدون شرح

خرس...

ﭼﻪ ﮐﻴﻔﯽ ﻣﻴﺪﻩ ﺗﻮ ﺍﻳﻦ هوا ﺗﻮﯼ ﻳﻪ ﮐﻠﺒﻪ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﺑﺎ ﻋﺸﻘﺖ ﮐﻨﺎﺭ ﺷﻮﻣﻴﻨﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﭼﻮﺏ ﺳﮑﻮﺕ ﺭﻭ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﻭ ﻋﺸﻘﺖ ﺑﻐﻠﺖ ﮐﻨﻪ بعدش ....... ﻳﻬﻮ ﻳﻪ ﺧﺮﺱ ﮔﻨﺪﻩ ﺑﻴﺎﺩ ﺗﻴﮑﻪ ﭘﺎﺭت ﮐﻨﻪ ﺗﺎ ﻫﻴﭽﻮﻗﺖ ﺩﻳﮕﻪ ﻫﻮﺱ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﺳﺮﯼ ﺻﺤﻨﻪ ﺩﺍﺭ ﻧﮑﻨﯽ .. ..تسبیحم کووووووو ؟

لکسوز

پشت یه لکسوز نوشته بود:
*
*
*
*
*
*
*
نه واقعا انتظار داری پشت لکسوز متن بنویسن؟
خجالت بکش...
یکم تو جامعه بگرد دهاتی!!:|

سرویس بهداشتی

این همه میگن سرویس بهداشتی دروغه ها باور نکنین!
من خودم شخصا چند باری رفتم
کاملا غیر بهداشتیه !:|

بچه

یعنی الان این بچت بود چیکار باهاش میکردی؟؟؟؟؟؟؟؟

آرایش...

عشق

کی که درک کنه والا....

رقص


آقایان؛ برادران؛ عزیزان؛ تو رو خدا میرید عروسی این مدلی نرقصید! والا نرقصید، بلا نرقصید، بابا خیلی جواتیه ..... :|

پازل

دختره 18 سالشه با ذوق اومده تو جمع به من میگه :واااااای بالاخره بعد از 2 سال این پازل رو حلش کردم
بهش گفتم 2 سال زیاد نیست؟
برگشته میگه: نه بابا رو جعبش نوشته 7 تا 10 سال....

من :|
کودکان 7 تا 10 سال :|
ذوق :|

یکی از فانتزیام

یکی از فانتزیام اینه که مزه قهوه ترک و فرانسه رو از هم تشخیص بدم,

لامصب خیلی کلاس داره!!

فعلا فقط میتونم مزه چای و دوغ رو از هم تشخیص بدم اونم با چشم باز:)))

کافی شاپ...

امروز رفتم كافی شاپ دیدم همه با دوست دختراشون اومدن ولی خودم تنها هستم
..
.
.
.
.
.

هیچی دیگه گوشیم رو برداشتم و کنار گوشم گرفتم و با صدای بلند گفتم

هی بدبخت بیا که خواهرت با یه پسره تو کافی شاپ نشسته !

جاتون خالی همه دخترا فرار کردند