خاطره پریشب من
پریشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی میکردم،
پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟
گفتم پس نه مشعل المپیکه دارم میبرم برزیل!!
میگه پس نه و زهرمار، سوار شو بریم
میگم کلانتری؟
میگه پس نه میبریمت برزیل
پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟
گفتم پس نه مشعل المپیکه دارم میبرم برزیل!!
میگه پس نه و زهرمار، سوار شو بریم
میگم کلانتری؟
میگه پس نه میبریمت برزیل
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۵۶ ب.ظ توسط مهدی اسلامی
|
این دعا را منتشر کنید و ببینید چطور غمهایتان از بین میرود