تو مترو نشسته بودم، مامانم اس ام اس داد بیا خونه مامان بزرگت تو فرمانیه، شامو اینجا دعوتیم... گذشت و حواسم به آهنگ پرت شد، یهو دیدم یکی داره میزنه به شونه هام، داداش شما مگه نمی خوای بری فرمانیه؟ اینجا ایستگاه قیطریه اس، باس پیاده شی . . .

هیچی دیگه، تشکر کردم و پیاده شدم

فضای خصوصی هیچ معنی نداره :|