ساعت ۲ نصفه شب تشنه ام شد رفتم سر یخچال تا اب بخورم

 وقتی اب خوردم دیدم بابام پشت سرم ایستاده

 گفتم:بابا اینجا چی کار می کنی؟

 میگه:داری اب میخوری؟!

 میگم: پ نه پ گرمم بود اومدم بخوابم تو یخچال!