فانتزی های من
يکي
از فانتزيام اينه که اسم پسرمو بزارم اسماعيل صداش کنم اسمال
بعد وقتي بزرگ تر شد بهش بگم لارج :|
يه کم ديگه که بزرگ تر شد بهش بگم ايکس لارج :|
بدش يه کم ديگه که بزرگ شد بهش بگم دو ايکس لارج :|
ربطي نداره ولي من بايد يه جوري تو دود افق محو بشم :|
بعد وقتي بزرگ تر شد بهش بگم لارج :|
يه کم ديگه که بزرگ تر شد بهش بگم ايکس لارج :|
بدش يه کم ديگه که بزرگ شد بهش بگم دو ايکس لارج :|
ربطي نداره ولي من بايد يه جوري تو دود افق محو بشم :|
+ نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۳۲ ب.ظ توسط مهدی اسلامی
|
این دعا را منتشر کنید و ببینید چطور غمهایتان از بین میرود