کارنامه
یه
بار کارنامم رو خراب کرده بودم، به یه مرده تو خیابون قضیه رو گفتم که
بیاد خودشو پدرم چا بزنه کارناممو بگیره، طرف قبول کرد.
رفتیم کارنامه رو گرفتیم، یهو جلو مدیر و ناظم خوابوند تو گوشم که این چه وضع درس خوندنه!
منم یدونه زدم بهش گفتم به تو چه !!!
ناظم همینجوری مونده بود گفت اینا دیگه کین؟
طرف کمربندشو در اورد افتاد دنبالم تو حیاط مدرسه خلاصه دیگه از اون به بعد کارناممو میدادن به خودم:))))
رفتیم کارنامه رو گرفتیم، یهو جلو مدیر و ناظم خوابوند تو گوشم که این چه وضع درس خوندنه!
منم یدونه زدم بهش گفتم به تو چه !!!
ناظم همینجوری مونده بود گفت اینا دیگه کین؟
طرف کمربندشو در اورد افتاد دنبالم تو حیاط مدرسه خلاصه دیگه از اون به بعد کارناممو میدادن به خودم:))))
+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۲۲ ق.ظ توسط مهدی اسلامی
|
این دعا را منتشر کنید و ببینید چطور غمهایتان از بین میرود