زنی بر روی عرشه کشتی تفریحیش ایستاده بود- ناگهان انگشتر الماسش در اب افتاد- زن ناراحت شد و به خانه برگشت-
بعد از ٢٠سال زن برای شام ماهی خرید وقت خوردن چیزی در دهانش احساس کرد-.... حتما فک کردی انگشترشه-

نه بابا استخون ماهی بوده عزیز

خخخخخخخخخ