خواستگاری
داشتم تو محوطه دانشگاه با دوستام راه میرفتم یه دختره ازپشت گفت:ببخشیدآقا یه لحظه.
منم از دوستام جدا شدم رفتم پیشش گفتم جانم؟
دختره:آقا بامن ازدواج کنیدتوروخــــــــــدا!!!!!! به جان خودم دقیقا همینجورگفت!
من:![]()
یعنی فقط دونستم که بانهایت سرعت همچون مــیــــگــــ مــیـــگــــــ دررفتم .خواستگاریمون نکردن که کردن! ای دنیا
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۵ ق.ظ توسط امیر
|
این دعا را منتشر کنید و ببینید چطور غمهایتان از بین میرود