داشتم تو محوطه دانشگاه با دوستام راه میرفتم یه دختره ازپشت گفت:ببخشیدآقا یه لحظه.

منم از دوستام جدا شدم رفتم پیشش گفتم جانم؟

دختره:آقا بامن ازدواج کنیدتوروخــــــــــدا!!!!!! به جان خودم دقیقا همینجورگفت!

من:

یعنی فقط دونستم که بانهایت سرعت همچون مــیــــگــــ مــیـــگــــــ دررفتم .خواستگاریمون نکردن که کردن! ای دنیا