حاضرجوابی ها....
میگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته…
رد می شده…
که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه…
بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن… رقیبه می گه
من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه…
چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده… می گه
ولی من این کار رو می کنم
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی ۱۳۹۲ ساعت ۸:۱۶ ب.ظ توسط هانیه
|
این دعا را منتشر کنید و ببینید چطور غمهایتان از بین میرود