یه استاد داریم کچل و بداخلاق.
یه روز سر کلاس دانشگاه کلاسش کوچیک بود سریع پر شد. بعد یکی بچه ها اومد.
از وسط اومد تا ته کلاس دید جا نیست بر گشت. یهو استاد گفت چرا نمیشینی؟ گفت استاد جا نیست، کجا بشینم. استاد گفت بیا بشین رو سر من.
منم که سرم تو کار خودم بود یهو سرم رو اوردم بالا گفتم: استاد اونجا که لیز می خوره...
کلاسی رو میگی که کسی جرأت خندیدن نداشت. منفجر شد.
من :|
استاد :-(
دانشجوها :-))))))))
وبلاگ کلاس :-))))))