از یه دیونه میپرسن...
از
یه دیونه میپرسن چرا دیونه شدی ؟
میگه من یه زن گرفتم که یه دختر 18 ساله
داشت . دختره زن بابام شد . پس زن من مادرزن پدرشوهرش شد . پدرم داماد من
شد و من شدم پدرزن پدرم . دخترِ زنم پسر زایید که داداش من و نوه ی زنم بود
، پس نوه ی منم بود ، پس من پدربزرگ داداشم بودم . زن من پسری زایید ، زن
پدرم خواهر ناتنی اون شد ، پس پسرم داداش منه ، پدرم داماد منه . زن پدرم
دختر من و عروس من است .
حالا بگو چرا دیونه شدم؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۵ ق.ظ توسط مهدی اسلامی
|
این دعا را منتشر کنید و ببینید چطور غمهایتان از بین میرود