دیروز داشتم بادمجون سرخ میکردم که یهو دستم سوخت، بعد اومدم پیش مامانم میگم :مامان ببین دستم سوخت، بع باکمال خونسری به من میگه :بادمجون ها که نسوخت.
دیگه داشتم دنبال لپ لپی که از توش در اومدم میگشتم.......