تاريخ : پنجشنبه یکم خرداد 1393 | 13:1 | نویسنده : مهدی اسلامی

در هر پست 70 ثواب است

1 ثواب به نگارنده خواهد رسید

69 ثواب به نظر دهنده!

پس ای نظر دهندگان بدانید و آگاه باشید كه هر پستی كه در سر راهتان قرار میگیرد

فرصتی است برای جمع آوری ثواب

باشد ک رستگار شـــــوید


هدف این وبلاگ آوردن لبخند حتی برای ثانیه ای بر لب های شماست.
سیاسی نیست و به همه ی ادیان و عقیده ها احترام میگذاره.
کپی برداری از مطالب این وبلاگ به هر نحو پیگرد قانونی ندارد.
"البته موقع کپی یه نظرم بدید بد نیست"
به این میگن دموکراسی



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:51 | نویسنده : مهدی اسلامی
این خلاقیت چند تا لایک داره؟

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:50 | نویسنده : مهدی اسلامی
یه عکس جالب از لحظه تولد هزارپای حلقه‌زن (لارو بید). شاید باورتان نشود اما قطر تخم این لارو فقط ۰٫۶۵ میلی‌متر است.
چه تخم های بلوری خوشکلی

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:50 | نویسنده : مهدی اسلامی
واقعا که ... !!!!!!

هر کی از نژاد پرستی متنفر هست لایک کنه !!!

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:49 | نویسنده : مهدی اسلامی
راسته که میگن بعضی فرشته ها رو زمینن و بالهاشونو قایم کردن!

نمیدونم این آقارو میشناسید یا نه! ایشون آقای ابراهیم دهباشی زاده هستن! نه بازیگرن نه نویسنده نه منتقد نه سیاستمدار ...! راننده تاکسی هست و لقب مهربونترین راننده تاکسی تهرانو داره که البته بسیار برازنده است. شاید مسافرش بوده باشید. تو ماشینش یه عالمه عروسک داره! با یه جعبه شکلات که اولش وقتی سوار میشی بهت تعارف میکنه. بعد هم داستانای خنده دار تعریف میکنه. 67 سالشه ! اونقدر مهربونه که اگه عبوسو بد اخلاق سوار تاکسیش بشی امکان نداره خندون پیاده نشی! یهو میبینی جو عوض شدو همه دارن میخندن ! یه دفتر هم داره که بهت میده براش امضا کنی و یادگاری بنویسی. تا به حال 18 تا دفتر پر کزده! سال 83 پسرش فوت میکنه و قلبشو اهدا میکنن . باور کن خود بهاره! راسته که میگن بعضی فرشته ها رو زمینن و بالهاشونو قایم کردن!

غرق لایکش کنید

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:48 | نویسنده : مهدی اسلامی
روایت است که این خانم 10 دقیقه تو این صف وایساده بوده :)))))
 
 


تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:47 | نویسنده : مهدی اسلامی
بی نظیره

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:46 | نویسنده : مهدی اسلامی
اخــــــــــــــــــــی یادش بخیر
کیا با این صحنه خاطره دارن؟؟؟؟؟؟؟

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:45 | نویسنده : مهدی اسلامی
عاشقتم مادر ......
 
 


تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:44 | نویسنده : مهدی اسلامی
عکس بسیار نایاب شاه و فرح در حرم حضرت رضا
(مشهد - بهار 1357)

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:43 | نویسنده : مهدی اسلامی
ایرانی جماعت رو هر کاری کنی چیزیو دور نمیریزه :))))

استفاده بهینه میکنه لامصب :دی

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:42 | نویسنده : مهدی اسلامی
کاش تو تقویم روز"نامرد " هم داشتیم که بشه به بعضیا تبریک گفت ..

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:41 | نویسنده : مهدی اسلامی
زن لرستانی، راننده تریلر

فرشته بیرانوند نخستین زن لرستانی راننده تریلر در ایران انحصار مردانه رانندگی ترانزیت در کشور را شکست تا جاده های کشور این روزها علاوه بر رانندگان ترانزیتی مرد شاهد حضور نخستین راننده زن لرستانی تریلی باشند.

"درود بر غیرتش"

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:40 | نویسنده : مهدی اسلامی
دمت گرم داداش !
یه سطل دیگه بریزی حله :))))

 

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:39 | نویسنده : مهدی اسلامی
اینجا نه لندنه نه نیویورک نه پاریس نه سانفرانسیسکو نه لاس و گاس نه لوس آنجلس
اینجا
.
.
.
.

 



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:37 | نویسنده : مهدی اسلامی
این آبــزی تو اقیانوسا زندگی میکنه......خیلی خوشگله

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:37 | نویسنده : مهدی اسلامی
به موهايِ اين فسقلي از 1 تا 10 چن ميدين ؟؟؟
 
 


تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:36 | نویسنده : مهدی اسلامی
عکسی زیبا از دیدار خانم گوگوش و منوچهر وثوق پس از سالها
 
 


تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:36 | نویسنده : مهدی اسلامی
شگفت انگیز ترین درخت جهان
معروف به درخت مقدس - کاستاریکا!!

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:35 | نویسنده : مهدی اسلامی
نگاه به دستان پیرش نکن.... تقصیر روزگار است وگرنه او کودکی بیش نیست !
 
 


تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:34 | نویسنده : مهدی اسلامی
عکسی فوق العاده از کشش سطحی آب !!!
 


تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:34 | نویسنده : مهدی اسلامی
یعنی عاشق این وسطیم که داستان رو نگرفته :))))

ای جوووووووونم

 

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:32 | نویسنده : مهدی اسلامی
این نقاشی توسط پسرکی مکزیکی / آمریکایی کشیده شده که از بدو تولد از مادرش ایدز گرفته است .این نقاشی برنده ۱۶ جایزه بین المللی شده و از آن به عنوان نماد در NGO های مبارزه با ایدز استفاده می شود
___________________________________________
I have Aids , please hug me ,I cannot make you sick
من مبتلا به ایدز هستم ، لطفا مرا در آغوش بگیرید ، من شما را بیمار نمی کنم.

لایک کن برای همه بیماران ایدزی ئ بخصوص این بچه با نقاشی زیبا و تاثیر گذارش

 

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:31 | نویسنده : مهدی اسلامی
یه لایک حسابی به افتخارش بدید که دلگرمی بشه براش بتونه قسطاشو بده :))))))))))))

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:30 | نویسنده : مهدی اسلامی
فرش باشکوه بوستان با نقوش برجسته ،موجود در موزه فرش
اثر استاد "علی خدادادی" بافته شده در سال 1356

بی نظیره

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:28 | نویسنده : مهدی اسلامی
وای که این ماچ چقدر لذت بخشه مـــــــادر

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:27 | نویسنده : مهدی اسلامی
صرفا جهت راه افتادن آب دهان :))))

 

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:27 | نویسنده : مهدی اسلامی
بکشید کنار ...
حاجی دیرش شده

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:26 | نویسنده : مهدی اسلامی
مادر بزرگم که دیگه خیلی پیر شده به پدر بزرگم گفته براش عصا بخره ، اینم رفته از اون عصا های کوه نوردی اسپرت براش خریده :)) مادر بزرگمم روش نمیشه ازش استفاده کنه شب که تو خونه نشسته بودیم داشت به عصا نگا میکرد رو کرد به بابا بزرگ گفت : آخه پیرمرد بی عقل این چیه واسه من خریدی اینو کجای دلم بذارم ؟؟
پدر بزرگم ؟؟ ابو قراضه شیشه عینکت اندازه کاسه سوپ خوریه چِش نداری مهر و محبت منو ببینی !!!
مادر بزرگ : مارو باش دلمون به کی خوشه که پیر شدیمو یکی هواموون رو داره
پدر بزرگ : تو چرا دست از سرم بر نمیداری عنتیکه واللا به قرعان مهریت دو قرونه
-دست کرده تو جیبش یه پونصد تومنی درب و داغون دراورده میگه برو خونه بابات بقیش هم لواشک بخر :))
مادر بزرگمم زُل زده بود بهش چشاش هم پره اشک :x
بابا بزرگمم فهمید ناراحت شده رفت پیشش نشست دستشو حلقه کرد دور گردنش و ماچش کرد گفت خانومم چرا ناراحت میشی ؟ باهات شوخی کردم
مادربزرگمم که آشتی کرده بود واسش لبخند میزدو عشوه میوومد یواش گفت فردا واسم عوض میکنی؟؟
-اینا هر شب داستان دارن واسه خودشون :



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 11:24 | نویسنده : مهدی اسلامی
خانم فرهمند ...
اگه ته چهرش تداعی کننده خانم آنجلینا جولی بود برات لایــک کن ببینم چند نفر مثل من اشتباه کردن